Free Web Space | BlueHost Review  

 

روش های مطالعه در روانشناسی رشد:

نظرها و معتقدات درباره رشدو تکامل رفتار انسانی بسیار است. فلاسفه، مربیان و نظریه پردازان دینی طی قرون و اعصار در تدوین نظریه های رفتار کوشیده اند. استنتاج های آن ها ممکن است عمیق، سطحی، بینش مند یا فاقد بینش باشد، اما بدون توجه به کیفیت اندیشه ها شان این شیوه ها کاملا ذهنی بوده بنا به تعریف علمی نیستند.

در اواخر قرن 19 و اوایل قرن 20 که روانشناسان روش ها یی را که د رعلوم فیزیکی و زیستی با موفقیت به کا ر رفته؛ پذیرفته اند با گام های بزرگ از ذهنیت فراتر رفته اند. مطا لعه بالینی، مشاهده و آزمایش. ارزش فراتر این شیوه ها در برابر روش های ذهنی و درون نگرانه اینست که به احتمال زیادتر به اطلاعاتی عینی، آشکار، و قابل تکرار و از این رو قابل اتکا می انجامد.

مطالعه بالینی :

مطالعه با لینی مصاحبه و مشاهده عمقی کودک و بزرگسال است. این روش قابل ضبط است یعنی واحدی را می توان به طریقی استاندارد برای هر آزمونی به کار برد، یا اینکه روانشناسان می تواند شیوه اش را با هر آزمودنی متفا وت سازد. هنگامی که مطالعه بالینی باضبط مناسب به کار گرفته شود به منزله روش علمی تلقی شده داده های بسیار مهمی را به بار آورد. روند مطالعه مضبوط با ید با صراحت و دقت تعریف شود؛ فقط در موضوعاتی چون آشنایی آزمودنی با موقعیت بالینی یا ابقای همکاری، محقق می تواند از منابع خاص خود استفاده کند، و حتی ممکن است این اعمال هم موجب انحراف نظر شوند مگر اینکه به روشنی بیان و ضبط گردند.

 یکی از کار بردهای اولیه و بسیار بار آور مطالعه بالینی مضبوط در کار آلفرد بینه alfred binetروانشناس فرانسوی دیده می شود. مراجع مدارس پاریس از بینه خواستند وسیله ای تعبیه کند تا دیر آموزان را مشخص کنند که از کلاس های خاص استفاده کنند. بینه پس از امتحان شیوه های بسیار گوناگون به این نتیجه رسید که سوالاتی مطرح کند که تدریجا مشکل تر می شوند. اگر کودکی سن تقویمی هفت سال داشت و فقط قادر به پاسخ درسطح متوسط پنج ساله بود، این امر نشانی از عقب ماندگی ذهنی بود. اماچنین قیاسی فقط در صورتی ممکن می بود که سوالات و عرضه مواد دقیقا بطریقی واحد باشد. بدون این گونه میزان کردن روند برای مقایسه عملکردهای کودکان مختلف هیچ معنای معتبری وجود نمی داشت. آزمون بینه و متابعان اش به عنوان ابزارها ی بالینی و هم به منزله وسیله ای جهت تحقیق سوالات گوناگون درباره رشد تکامل ذهنی به کار می روند .
کاربرد تازه تر روش بالینی را می توان در مطالعات روانشناس مشهور سویسی ژان پیاژه  jaan piaget یافت. نظریه های پیاژه درباره رشد و تکامل شناختی اساسا برمطالعاتی مبتنی است که از روش بالینی سود جسته اند. لیکن روش بالینی پیاژه به اندازه بینه میزان نیست. روش مورد استفاده در مطالعات اولیه اش مکالمه ای آزادبا کودک بوده، که طی آن پیاژه سوال های کنترل و نیز سوال های مربوط به بررسی فرضیه ها را مطرح
می کرد. پیاژه هم در مشاهده محض و هم آزمون های میزان شده معایبی دید، و درنتیجه روشی بینا بین بر گزیند. روند های کنونی اش بیشتر میزان شده اند. یک آزمایش مشهور پیاژه شامل دو لیوان با اندازه و شکل واحد است که با آب رنگی دریک سطح پرشده اند. ازکودک می گوید که مقدار آب در هر دو لیوان یکی است، آب یکی از لیوان ها درلیوان کوتاه تر و دهان گشادتر ریخته می شود، به طوری که سطح آب رنگی در دو لیوان متفاوت می گردد. هنگامی که از کودک شش ساله سوال شود آیا هر دو لیوان به یک اندازه آب دارند خواهد گفت،نه این یکی بیشتر است چون بلندتر است. وقتی که آب به لیوان اول برگردانده می شود، کودک دوباره خواهد گفت که هر دو لیوان به یک اندازه آب دارند. وقتی از کودک سوال شود از کجا می دانی؟ جواب می دهد،چون می بینم که اینطور است هنگامی که بزرگتر می شود، کودک در می یابد که ادراک تنها برای چنین قضاوتی مبنایی کافی نیست. اگر پیاژه چنین مسائلی رابا شیوه های جدید به همه کودکان عرضه نمی کرد نمی دانست آیا تفاوت ها ی پاسخ ها یشان در سنین مختلف نتیجه تفاوت در روش عرضه است یا تغییراتی واقع در فعالیت ها ی شناختی آنها ست.

مشاهده:

روش های مشاهده ای، مانند مطالعه بالینی می توانند داده هایی به دست دهند که از لحاظ علمی قابل قبول( و نه فقط حکایات جالب ) باشند. شرط اصلی آنست که این مشاهدات به طرز مناسبی ضبط شده باشند. محققین باید تعیین نمایندکه رفتار چگونه ثبت می شود، آیا مشاهده کنندگان متفاوت می توانند به نحوی قابل اعتماد و با ثبات رفتاررا ثبت کنند، و اینکه چگونه رفتار گروهبندی و تحلیل می شود. همچنین، مشاهدات رفتار باید به نوعی واحد یا درجه بندی قابل ترتیب تبدیل گردد، مشاهدات هر چه عینی و تفصیلی باشند ارزش زیادی ندارند، مگر اینکه قابل اندازه گیری و کمی باشند.

برخی جنبه های رفتارانسانی، خصوصا آنها که مستلزم رفتار دروضعیات طبیعی اند، فقط باروش های مشاهده ای قابل مطالعه اند. برای مثال، ممکن است روانشناسان بخواهند اثرات تلفیق نژادی رابر رفتار اجتماعی کودکان پیش از دبستان مطالعه کنند. آنها می توانند برای ارزیابی نگرش کودکان نسبت به اعضای نژاد دیگر شیوه های بالینی گوناگونی به کار برند، اما آنچه واقعا مورد علاقه شان است چگونگی مواجهه با اعضای گروه دیگر و اثرات آن بررفتار اجتماعی است.برای هدایت این مطالعه، باید رفتار کودکان را قبل و بعد از تلفیق گروه ها مشاهده کنند، یا اینکه رفتار کودکان را در گروه های تلفیق شده با کودکانی که از لحاظ نژادی تفکیک شده اند مقایسه کنند برای انجام این مشاهدات راه های فراوانی وجود دارد. می توان از نمونه گیری زمانی استفاده کرد، که در آن روانشناسان با فواصل از پیش تعیین شده کودکان را مشاهده می کنند و تعداد کودکانی را که به رفتار مشابه نژادو یا غیر مشابه به نژاد خود اشتغال دارند می شمارند.

می توان رویداد انواع رفتارها ی پرخاشجویانه، وابسته، و مسلط را شمرد.قبل از انجام هر یک از این امور، مشاهده گران باید از متغیرهای مورد نظر تعاریف روشنی داشته باشند. آیا مجاورت بدنی را نمونه ای از یک رفتار اجتماعی تلقی می کنند؟ پرخاشجویی را چگونه تعریف می کنند؟ آیا دو مشاهده گر که در آن واحد صحنه ای را می بینند، نتایج مشابهی عایدشان می شود؟ ممکن است رفتار اجتماعی کودکان در فواصل زمانی گوناگون در طول روز بر نوار یا کاغذ توصیف و ضبط و ثبت شود. برای استفاده ازاین روش، روانشناس باید مطمئن شود که نمونه ای نمایند ه از رفتار هر کودک کسب و رفتار را به نحو قابل اطمینانی ثبت می کند، و می تواند وسیله ای برای درجه بندی سوابق مشاهده ای درنظر بگیرد که قا بل تبدیل به شکل کمی باشد. اگر چنین مطالعه ای به خوبی انجام گیرد؛ اطلاعات ارزشمندی درباره اثرات روزانه یک متغیر بالقوه مهم بر رفتار کودکان می توان کسب کرد. اطلاعاتی که صرفا از طریق مشاهده ای قابل اکتساب است.
آزمایش:

یک آزمایش مشتمل برتحقیق دراثرات متغیرهای خاص(موسوم به متغیرهای مستقل، زیرا می توان دستکاری شان کرد) بررفتار(موسوم به متغیروابسته، زیرا فرض براین است که تغییرات در رفتار بر اثراث تغییر در متغیر ها ی مستقل مبتنی است )، کلیه پیش بینی ها ی عینیت، وضوح ، قابلیت اعتماد، و تکرار پذیری که لازمه مطالعه بالینی و مشاهداتی مضبوط است در کار برد روش آزمایشی ضروری اند.لکن اغلب اوقات نیل به این اهداف از راه یک آزمایش بیشتر قابل حصول است. زیرا محقق برضبط و دستکاری متغیر های تحت مطالعه توانا تر است. مطالعه رفتار از طریق روش آزمایشی به آن اندازه که برخی گمان می کنند  غیرطبیعی نیست ،واین روش طی هزاران مطالعه روانشناختی با موفقیت به کار رفته است. به یک مثال نوعی توجه می کنیم.

دو محقق( ای . آر. جنسن a.r. Jensen و دبلیو. دی.راورw.d.rohwer ) علاقه مند به مطالعه تغییرات تکاملی در یادگیری کودکان بودند. آزمودنی های مورد مطالعه، کودکان کودکستانی تا دانش آموزان کلاس 12 بودند .اشیاء معمولی جفت جفت به آنها نشان داده می شد. نیمی از افراد هر گروه سنی می بایست نام هر تصویر را بگویند و از نیمه دیگر خواسته می شد در ارتباط با دو تصویر جمله ای بسازند.( این متغیر مستقل بود نامیدن اشیاء یا ارتباط آنها از طریق جمله سازی ) سپس تصاویر جفتی به آزمودنی ها عرضه می شد تا اجزای هر جفت را طوری بیاموزند که وقتی یکی عرضه شود دیگری را بیاد آورند. (تعداد تصاویر به یاد مانده متغیر وابسته بود.) نتایج در شکل عرضه گردیده نشان می دهد کودکانی که از روش جمله سازی استفاده می کردند مطالب را بسیار سریع تر می آموختند. این آزمایش اثرات نیرومندی را نشان می دهد که الزام کودک جهت ارتباط اشیاء به طریقی پر معنا از راه جمله سازی در بر دارد، واز این رو بردانش روانشناسی از یادگیری در کودکان می افزاید. هنگامی که مواد مورد نظر به طریقی پرمعنا ارتباط می یابند، کودک هشت ساله همانند نوجوانی هفده ساله توان یادگیری خواهد داشت. نیل به این اطلاعات با چنین کارآیی یا استحکام جزبا کاربردروش آزمایشی مورد تردید است.

 
 
 

www.shadiha.com